خندوندن بابا
سلام گل دختری
چند شب پیش سر سفره شما طبق روال هر روز و هر شب غذا نمیخوردی و اشتیم باهات کلنجار میرفتیم که چیزی بخوری.باباعلی دستشو یعنی انگشت سبابشو به حالت خط و نشون کشیدن جلو آورد و داشت میگفت باید غذا و بخوری و اگه غذا نخوری کوچولو میشی و از این حرفا که شما هم انگشتتو همون جور کردی و تکون تکون دادی که بابا کلی خندش گرفت.خیلی با مزه بودی
چند شب پیش رفته بودیم بیرون که دیدم صورتت کثیفه و آروم زدم تو صورتمو و گفتم حلما صورتت چقدر کثیفه دختر شما هم همون موقع ادامو درآموردی و زدی تو صورتت
راستی بهت میگم مامان چه جوری میگه قربونت برم؟
شما هم تند تند میزنی تو سینتو وباز ادامو در میاری عزیزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خندوندن بابا
